شنبه 25 آذر ماه 1396  -  Saturday, December 16, 2017
فرهنگی
یک شنبه 18 بهمن ماه 1394 ساعت 15:11

حسن رحیم‌‌پور ازغدی: انقلاب اسلامی در کادرسازی کند عمل کرد/ باید ۳۰۰ فیلم دید و ۱۰۰۰ کتاب خواند

به گزارش گروه فرهنگی مام میهن، حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ در همایش «هنر و انقلاب» که عصر روز گذشته در مؤسسه شهید آوینی برگزار شد، به بیان نکاتی درباره انقلاب اسلامی پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید:

 

انقلاب اسلامی ایران به لحاظ تئوریک خیلی سریع مسائل را درک کرد اما به لحاظ عملی و کادرسازی دیر جنبید، بخشی از این اشکال البته طبیعی است چرا که انقلابی معارض با فضای گفتمانی جهانی رخ داد.

تا پیش از سال 57 اساساً مفهومی به نام انقلاب دینی به رسمیت شناخته نمی‌شد، عده‌ای معتقد بودند که دین متعقل به عالم سنت است نباید به تغییر جهان بیاندیشد بلکه به تفسیر جهان می‌اندیشد.

یکی از مشکلات ما در علوم سیاسی، اجتماعی و هنر، کلیشه‌های تئوریکی است که برای ما ساخته شده است. هر تحلیلی از این نقطه عظیمت باید با چنین تعاریفی صورت بگیرد، نهایتاً در جمع بندی آنچه برای ما باقی می‌ماند افسوس خوردن بر گذشته و تأسف خوردن بر آینده است.

عرصه رسانه به طور عام و هنر رسانه‌ به طور خاص، جولانگاه ما و شما و جریانات ایدئولوژیک و انقلابی در گذشته نبود بنابراین در این حوزه یا نباید وارد می‌شدیم یا اگر وارد هم می‌شدیم باید محو و هضم می‌شدیم. بنابراین به تعبیری که در گذشته مطرح بود انقلاب دینی یک صیغه ناشناخته و مفهوم مدرن داشت. براساس این انقلاب، رسانه دینی، تمدن و تکنولوژی و رسانه دینی بی معناست اینها همه پیش فرض اشتباهی است که باعث منجمد شدن اذهان می‌شود و نیروهای متدین انقلابی را اجازه نمی‌دهد تا به وظایف خود بیاندیشند.

انقلاب اسلامی در حد واسط حاکمیت انقلاب و رهبری اهمیت عرصه‌های هنری را خیلی زود فهمید اما متأسفانه آن حلقه دومی که باید در دانشگاه و مراکز حکومتی اهمیت این کار را بفهمد که چگونه می‌تواند در عرصه دینی هنرمند تربیت کند را، نداشته است. در عرصه عمل هم فرصتی برای تربیت افراد به لحاظ بن مایه های فکر دینی و روح انقلابی و هم مهارت و ذوق هنری نبود.

اما ما در دهه چهارم انقلاب به مرحله‌ای رسیده‌ایم که چنین استعدادهای خوبی را می‌بینیم، موج و نسل جدیدی همزمان با نسل جدیدی از رسانه و ابزار که قبل از این اصلا نبوده، شکل گرفته است، یعنی الان امکانات به شکلی درآمده که یک نوجوان در منزل خودش می‌تواند با یک رایانه ساده و دستگاه مبایل خود فیلم بگیرید، تدوین و موسیقی درست کند و آن را وارد عرصه جهانی کند و دیگران درباره آن نظر دهند درحالی که همین کارها شاید 50 نیروی متخصص در دوران گذشته می‌خواست.


با تکنولوژی قدیمی سینما و تلویزیون ما صد سال عقب بودیم اما با تکنولوژی فعلی خیلی عقب نیستیم و به سرعت می‌توانیم جهانی شویم،‌ این فرصتی طلایی است که باید از آن استفاده کرد بنابراین دوره اشرافیت عرصه هنر تمام شده و این دوره فئودالی است هر که استعداد بهتری دارد، می‌تواند بهتر رشد کند.

 الان در دوره‌ای مثل مواد مذاب هستیم اگر در همین فرصت یک تا دو دهه بتوانیم یک نسل هنرمند انقلابی با مهارت هنری وارد عرصه جهانی کنیم می‌توان یک مرتبه معادلات جهانی را تغییر داد همانطور که این تکنولوژی وضعیت ما را هم به هم ریخته است و سبک زندگی، رفتار، پوشش و گفت‌وگو در حال تغییر است، یک وجدان و زبان جهانی در حال شکل گیری است هیچگاه تا به حال در این سطح چنین تغییراتی صورت نگرفته است.

همین فیلم‌های کوتاهی که از شرق و غرب عالم در اینترنت و مبایل می‌گذارند کم کم تفاوت‌های نژادی و قومیتی و منطقه به هم می‌ریزد این هم یک نقطه مثبت و فرصت بزرگ و هم تهدیدی است آنچه در این شرایط جهانی تعیین می‌کند که ما برنده یا بازنده هستیم، ضعف یا قوت ما در این عرصه‌ها است.

جنگ در این عرصه نیز تن به تن نیست، تن به تانک است فعلاً به لحاظ امکانات سخت افزاری اینطور است کم کم تانک با تانک می‌رسیم، اما تنی که تن باشد از پس یک تیپ زره‌ای بر نمی‌آید، دورانی که انقلاب ما وارد عرصه بین الملل شد اتفاق بزرگی در عرصه رسانه بین الملل رخ داد امروز ما نباید در این حوزه عقب باشیم باید سریع خود را برسانیم مثل این نانو تکنولوژی که اساسا تکنولوژی جدیدی بود اما ما در این عرصه هم موفق شدیم.

مخاطب هنر و رسانه یک شیء منفعل نیست بلکه فاعل است چرا که پیام ما را می‌گیرد و سپس وارد هاضمه ذهنی و روحی‌اش می‌کند، تصمیم می‌گیرد که کدام بخش از پیام ما را دربر بگیرد، ما در برابر این دو نظر یک نظر وسطی داریم بستگی دارد که فرستنده یا گیرنده قوی‌تر باشند برخی جاها قائل به قدرت و ضعف دو طرف رسانه نیستند و معادله را یک سوی می‌بینند درحالیکه ما این معادله را دوسویه می‌بینیم و کامل بستگی دارد که در هر یک از دو طرف یک کسانی نشسته و چطور کار می‌کنند.

در یک سطح از هنر و رسانه هنرمند و رسانه یک تأثیر ویرانگر یا آبادگر اساسی ندارند یعنی مخاطب هر افق فکری و روحی که دارد بسته به اینکه شاکله قوی تر یا ضعیف تر داشته باشد، از مباحث تأثیراتی می‌پذیرد.

یک سری هنرها و موسیقی‌ها هست که افراد متعادل را از حالت خود خارج می‌کند، عصبی، شهوتی، حماسی، افسرده، امیدوار یا مأیوس، فعال یا بیکار می‌کند، به آن موسیقی‌های لهو و لهب می‌گویند. حتی موسیقی‌های حلال را هم علما می‌گویند که اگر زیاد گوش دهید اراده انسان را ضعیف می‌کند، فردی که معتاد به موسیقی است اینها معمولاً افراد خیال زده، رمانتیک،‌ احساساتی،‌ غیر واقع بین و ضعیف‌الاراده و زودرنج می‌شوند و واقعیت را با تخیل اشتباه می‌گیرند لذا در عرصه موسیقی گفته‌اند هم در کم و هم کیف باید دقت شود.

اما درباره برخی موسیقی‌هایی که برای اغلب مردم اختلالات روحی و اخلاقی ایجاد نمی‌کن، پرسیده‌اند که حلیتش چطور است؟ در این مورد می‌گویند حلیتش شخصی است یعنی بستگی دارد که ما چگونه هستیم،  این موسیقی‌ها روی افراد اثر واحد ندارد بلکه روح فرد را می‌شوید اگر شخصیت فرد گلاب باشد او را خوشبو می‌کند و اگر فاضلاب است بوی بد از آن بلند می‌شود، پس یک شخصیت بد با یک نوع موسیقی بدتر می‌شود.

برخی موسیقی‌ها تخدیر و برخی آرام بخش اعصاب است البته این با عرفان و معنویت متفاوت است.

رسانه‌ها غالبا هیچ کس را تغییر اساسی نمی‌دهند بلکه فیلم‌ها است که افراد را به گناه می‌اندازد، البته در مقابل دیگران را به گناه نمی‌اندازد، حال این یک نظر افراطی است که هنر، موسیقی، رسانه و ... اساساً صفر تا صد افراد را تغییر می‌دهند اما برخی دیگر می‌گویند که این اصالت ابزار نیست بلکه اصالت انسان است که در برابر هر فعل هنری می‌تواند غیر منفعل باشد و خودش تصمیم بگیرد که چه واکنشی نشان دهد به نظر من هر دو دیدگاه افراطی است و ما باید به یک تعادلی در این رابطه برسیم.



نظرسنجی
اقتصاد ایران در سال 94 رشد مثبت داشته است؟
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری